در میان صفحات پرفراز و نشیب و گاه غبارگرفتهی تاریخ دفاع مقدس، نامهایی به چشم میخورند که فراتر از یک فرمانده نظامی، به یک افسانه شبیهاند. شهید علی هاشمی، جوانی از خطه خوزستان، یکی از همین نامهاست. کسی که در سنین جوانی، معادلات پیچیده نظامی دشمن را بر هم زد و با تسلط بینظیرش بر جغرافیای منطقه، نام خود را به عنوان «سردار هور» در حافظه تاریخ ثبت کرد. داستان او، قصه تفنگ و خاکریز نیست؛ قصه هوش سرشار، استتار در قلب نیزارها، و رازی است که ۲۲ سال در دل جزیره مجنون مسکوت ماند. برای نسلی که به دنبال قهرمانان واقعی و دستیافتنی میگردد، شناخت ابعاد شخصیتی این نابغه اطلاعاتی، جذابیتهای بیشماری دارد.
سردار هور؛ نابغهای که بنبست جنگ را شکست
پس از عملیاتهای بزرگی چون فتحالمبین و بیتالمقدس، ماشین جنگی ایران در مرزها با موانع مستحکم و خطوط پدافندی پیچیده ارتش بعث مواجه شد. جنگ به یک بنبست تاکتیکی رسیده بود. در این زمان، فرماندهان عالیرتبه به دنبال راهی برای نفوذ به خطوط دشمن بودند. اینجا بود که ایده استفاده از منطقه آبی-خاکی «هورالعظیم» مطرح شد؛ منطقهای وسیع، پوشیده از نیزارهای انبوه، با آبراههای تو در تو که هیچکس تصور نمیکرد روزی به میدان نبرد تبدیل شود. اجرای این ایده جسورانه، نیازمند یک فرمانده بومی، باهوش و نترس بود. قرعه به نام شهید علی هاشمی افتاد.
تولد یک استراتژیست در کوچههای حصیرآباد
علی هاشمی در سال ۱۳۴۰ در منطقه حصیرآباد اهواز چشم به جهان گشود. او که با فرهنگ و جغرافیای عربهای خوزستان به خوبی آشنا بود، از همان دوران نوجوانی نشانههایی از یک رهبر کاریزماتیک را در خود داشت. با آغاز جنگ تحمیلی، او به سرعت توانمندیهای خود را نشان داد و تیپ ۳۷ نور را پایهگذاری کرد. اما شاهکار اصلی او، چیزی فراتر از فرماندهی یک تیپ رزمی بود.
تاسیس قرارگاه فوقسری نصرت؛ شاهکار اطلاعاتی دفاع مقدس
یکی از درخشانترین و پرالتهابترین بخشهای زندگی شهید علی هاشمی، فرماندهی قرارگاه سری نصرت است. ماموریت این قرارگاه، شناسایی کامل منطقه هورالعظیم و جزایر مجنون بدون ایجاد کوچکترین حساسیتی برای دشمن بود. سطح حفاظت اطلاعات در این قرارگاه به حدی بالا بود که حتی بسیاری از فرماندهان ارشد نظامی کشور از وجود آن بیخبر بودند!
- استفاده از نیروهای بومی: علی هاشمی با هوش سرشار خود، از بومیان منطقه (بَلَمرانان و صیادان محلی) برای شناسایی استفاده کرد.
- پوششهای بینقص: نیروهای اطلاعاتی او گاهی با لباس محلی عربی (دشداشه و چفیه) تا عمق مواضع دشمن نفوذ میکردند و اطلاعات حیاتی را به دست میآوردند.
- شناساییهای طولانیمدت: برخی از عملیاتهای گشت و شناسایی در دل نیزارها روزها و هفتهها به طول میانجامید و نیروها در سختترین شرایط محیطی زنده میماندند.
نتیجه فعالیتهای شبانهروزی قرارگاه نصرت، طراحی و اجرای دو عملیات بزرگ و شگفتانگیز خیبر و بدر بود. عملیاتهایی که دنیا را در بهت و حیرت فرو برد؛ چرا که هیچ کارشناس نظامی غربی تصور نمیکرد ایران بتواند از میان هور و نیزار، لشکرهای زرهی و پیاده خود را عبور دهد.
«علی هاشمی، بنبست جنگ را در هور شکست. او با قرارگاه نصرت، کاری کرد که در تاریخ جنگهای جهان بیسابقه بود. او چشم بینای ما در تاریکی نیزارها بود.»
ـ سردار سرلشکر محسن رضایی (فرمانده وقت سپاه پاسداران)
راز سربهمهر جزیره مجنون؛ پروازی در میان نیزارها
تیرماه ۱۳۶۷، روزهای پایانی جنگ بود. ارتش بعث عراق با حمایت همهجانبه جهانی و استفاده گسترده از سلاحهای شیمیایی، حملات سنگینی را برای بازپسگیری جزایر مجنون آغاز کرد. شرایط به شدت بحرانی بود. هلیکوپترهای عراقی روی قرارگاه خاتم۴ (مقر فرماندهی علی هاشمی) هلیبرن کردند. در حالی که دستور عقبنشینی صادر شده بود، علی هاشمی و چند تن از یاران وفادارش برای اطمینان از خروج تمام نیروها در منطقه ماندند.
حماسهی آخرین لحظات
در میان آتش و گازهای شیمیایی، علی هاشمی و یارانش به نیزارها پناه بردند. از آن روز به بعد، هیچکس علی هاشمی را ندید. شایعات بسیاری مطرح شد؛ برخی میگفتند او اسیر شده و در زندانهای مخفی بغداد است، برخی دیگر شهادتش را حتمی میدانستند. این ابهام بزرگ، داغی سنگین بر دل همرزمان و خانوادهاش گذاشت.
بازگشت پس از ۲۲ سال گمنامی
سرانجام در سال ۱۳۸۹، پس از ۲۲ سال انتظار تلخ و شیرین، پیکر مطهر سردار هور در همان نقطهای که آخرین بار دیده شده بود، تفحص شد. آزمایشهای DNA تایید کرد که یوسف گمگشته خوزستان به خانه بازگشته است. بازگشت او، موجی از احساسات حماسی را در سراسر کشور، به ویژه در میان نسل جوانی که تنها نامی از او شنیده بودند، به راه انداخت.
چگونه یاد سردار هور را زنده نگه داریم؟
امروز، روایت زندگی بزرگانی چون شهید علی هاشمی، بیش از هر زمان دیگری برای تزریق امید، خودباوری و روحیه بنبستشکنی به جامعه ضروری است. ما در مجموعه فرهنگی و هنری ایثارین بر این باوریم که یادوارههای شهدا نباید به مراسمهای کلیشهای محدود شوند. هنر، بهترین زبان برای انتقال این مفاهیم عمیق است.
طراحی و اجرای دقیق فضاسازی یادوارههای شهدا با الهام از اتمسفر هور و نیزارها، و همچنین استفاده از ماکت شهدای شاخص با کیفیت بالا و در ابعاد واقعی، میتواند ارتباطی حسی و عمیق میان مخاطب جوان و قهرمانان ملی برقرار کند. چهرهی باصلابت سردار هور، وقتی در قالب یک اثر هنری فاخر در یک فضای مذهبی یا فرهنگی قرار میگیرد، خود به تنهایی راوی هزاران ناگفته از حماسه مجنون خواهد بود. بیایید قهرمانانمان را آنگونه که شایسته بزرگی آنهاست، تصویر کنیم.